آرشیو خبر

داستان کوتاه و آموزنده دو برادر مهربان (حتما بخوانید)

بدون دیدگاه ، 706 بازديد ، ۲۵ دی ۱۳۹۱

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود . شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و [&hel

داستان زیبا و پند آموز سرهنگ ساندرس سازنده پودر مرغ کنتاکی

بدون دیدگاه ، 4232 بازديد ، ۰۷ آبان ۱۳۹۱

داستان جالب(سرهنگ ساندرس) سرهنگ ساندرس یک روز در منزل نشسته بود که در این میان نوه اش آمد و گفت : بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه میخری ؟ او نوه اش را خیلی دوست می داشت ، گفت : حتماً عزیزم ، حساب کرد ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنش

داستان زیبا و آموزنده گل صداقت

بدون دیدگاه ، 1269 بازديد ، ۰۲ مهر ۱۳۹۱

دویست و پنجاه سال پیش از میلاد، در چین باستان، شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت. با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند. وقتی خدمتکار پیر قصر، ماجرا را شنید غمگ

داستان کوتاه و بسیار زیبا و آموزنده قهر کردن گنجشک با خدا

بدون دیدگاه ، 1642 بازديد ، ۰۵ مرداد ۱۳۹۱

روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می‌گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می‌گفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصه‌هایش را می‌شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می‌دارد.و سرانجام گ

داستانک آموزنده چهار نصیحت پدر به پسرش در هنگام مرگ

یک دیدگاه ، 2571 بازديد ، ۲۶ خرداد ۱۳۹۱

روزی پدری هنگام مرگ فرزندش را فراخواند و گفت فرزندم تو را چهار وصیت دارم و امیدوارم که در زندگی به این چهار توجه کنی . . . اول اینکه اگر خواستی ملکی بفروشی ابتدا دستی به سرو رویش بکش و بعد بفروش دوم اینکه اگر خواستی با فاحـشه

داستان زیبا و پند آموز پرواز شاهین

بدون دیدگاه ، 1258 بازديد ، ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱

داستانک؛ پرواز شاهین برترین ها : پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت که یکی از شاهین‌ها تربیت شد

داستان کوتاه جالب ،آموزنده و خواندنی دزد با انصاف !

بدون دیدگاه ، 3602 بازديد ، ۲۹ فروردین ۱۳۹۱

روزی دزدی در راهی ، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود . آن شخص ( دزد ) بسته را به صاحبش برگرداند . او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی ( به صاحبش پس دادی ) ؟ گفت : صاحب مال […]

داستان جالب،باحال و زیبای پدر زرنگ

بدون دیدگاه ، 2213 بازديد ، ۲۷ فروردین ۱۳۹۱

پدر : پسرم دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی ؟؟ پسر : نه پدر ! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم ! پدر : اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس هست ! پسر : آهان اگر اینجوریه ، قبول !     پدر به دیدار بیل گیتس […]