آرشیو خبر

داستان کوتاه و خنده دار

بدون دیدگاه ، 542 بازديد ، ۳۰ بهمن ۱۳۹۱

  علی : خانومت و دختر کوچولوت چطورن؟ دانیال : خوبن. اتفاقا معصومه و پارمیدا هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن. علی : آره منم همینطور. آخ که اگه من اون پارمیدای خوشگل و نازتو ببینم، می نشونمش توی بغلم و یه دل سیر ماچش می کنم و ح