آرشیو خبر

داستانک جالب و زیبای : دستیار شرلوک هولمز!

بدون دیدگاه ، 935 بازديد ، ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۱

هات کلوب: شرلوک هولمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به آن بالا بینداز و به من بگو چ

داستان خیلی زیبا،اموزند و جالب مردی که به خاطر یکنواختی زندگی قصد طلاق دادن زنش را داشت

۴ دیدگاه ، 2925 بازديد ، ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۱

چه ازدواج کرده باشید، چه نکرده باشید، حتما این را بخوانید وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و نارا