آرشیو خبر

داستان زیبا و پند آموز سرهنگ ساندرس سازنده پودر مرغ کنتاکی

بدون دیدگاه ، 4240 بازديد ، ۰۷ آبان ۱۳۹۱

داستان جالب(سرهنگ ساندرس) سرهنگ ساندرس یک روز در منزل نشسته بود که در این میان نوه اش آمد و گفت : بابابزرگ این ماه برایم یک دوچرخه میخری ؟ او نوه اش را خیلی دوست می داشت ، گفت : حتماً عزیزم ، حساب کرد ماهی ۵۰۰ دلار حقوق بازنش

داستان خیلی زیبا،اموزند و جالب مردی که به خاطر یکنواختی زندگی قصد طلاق دادن زنش را داشت

۴ دیدگاه ، 2926 بازديد ، ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۱

چه ازدواج کرده باشید، چه نکرده باشید، حتما این را بخوانید وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و نارا