آرشیو خبر

داستان زیبا و آموزنده ” زنجیر عشق “

بدون دیدگاه ، 881 بازديد ، ۱۲ آبان ۱۳۹۱

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از کار برمی گشت به خانه، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان توی برف ایستاده بود. اون زن برای او دست تکان داد تا متوقف شود. اسمیت پیاده شد و خودشو معرفی کرد و گفت من اومدم کمکتون ک