آرشیو خبر

گفتگویی زیبا با خدا

بدون دیدگاه ، 1547 بازديد ، ۱۴ خرداد ۱۳۹۱

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم راکه پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟ گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها